جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

غم ایام

    سال چهارم هم گذشت این سوگ بد فرجام را 

    خامه ندارد  طاقت  شرح  غم  ایام  را 

    بعد از غروب ماه ما پیوسته اشک و آه ما  

    فریاد واویلا کند   این کوچ بی هنگام را 

    در مسلخ صلح و صفا بر کنده شد بیخ وفا 

    تا گرد باد سفلگی یکباره برد آرام را 

    از بس شدم وینا طلب فرسوده گشتم جان به لب 

    بسیار دیدم ظلم و کین  ترفند و کید ودارم را 

    خم گشته پشتم از غمت ای دختر ناز اوین 

    با یاد و نامت سر کنیم هر صبح و ظهر وشام را 

    دل همره بازخیال چون سایه دنبالت روان 

    جز کوی تو نبود نشان  آواره ای سزسام را  

    کی کام دل حاصل شود خار از محبت گل شود 

    ما ومحبت هر زمان  پاسخ همی دشنام را 

    هر کو شود بند هوا شر می ندارد از خدا 

    نفسش به رسوایی کشد  خود بد کند فرجام را 

    خوش می درخشد این مثال حرف زمستان و زغال 

    بار دگر شامل شود   گردنکشان خام را 

    ما در عزای دخت خود  هم در فراق دخترش 

    دل بسته  ی لا تقنطوا    روزی بیابیم کام را 

    شیون نماند زحمتی بارد چو ابر رحمتی 

    تو پشت به یزدان بسته ای کم خور غم ایام را 

    حاج فتاح حکمت آرا (شیون ) 

      بهمن ماه 1393


    این مطلب تا کنون 35 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 26 مهر 1394
    منبع
    برچسب ها : ,
    غم ایام

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 5 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر